خرید بک لینک
چشمم به حرف آمده و بی قرار، لب کی بشکند سکوت مرا بی گدار، لب تقدیم تو هزاره ی من! یک هرات چشم نا قابل است سهم تو یک قندهار، لب "بودا" دل من است که تخریب می شود بوسه است مرهم دل ومرهم گذار: لب می رقصمت چنین که تویی در نواختن نی : لب، کمانچه : لب، دف و چنگ و دوتار: لب در حسرتم که اول پائیز بشکفد بر

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 23:01

امشبم با همه ی سال ها این موقع خیلی فرق داشت، شاید گرفتن بعضی تصمیم ها در نظر اول درست و منطقی باشه اما آدم وقتی توی شرایط قرار میگیره متوجه میشه که تصمیمش عواقبی داشته که در لحظه ی تصمیم گیری روحش هم از اون عواقب خبر نداشته شاید امشب عبادت درست و حسابی انجام نداده باشم و مثل هر سال نبوده باشم ولی

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 23:01

خیلی خوبه که واسه خودت مرز و حریمی قایل باشی و پات رو از روی اون ارزش ها اونورتر نذاری اخه دیدم ادمایی که محدودیتشون رو بر مبنای محیط اطرافشون تعیین می کنن یعنی دقیقا مثل مایع بریزی کف زمین وا میره ، بریزی تو لیوان لیوانیه! دومین امتحان رو هم دادیم رفت. آشوبم آرامشم تویی ... من باید یاد بگیرم

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 23:01

این چند روز مشکی می پوشه وبم.




اگر از من ناراحتین

اگر دلتون رو شکستم

اگر ناخواسته یا خواسته باعث رنجشتون شدم

ببخشین و واسم دعا کنید.


برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 23:01

یکی از دوستان گرامی 14 کامنت در 14 پست گوناگون گذاشتن و همش هم بی نام هست یعنی ارزو به دلم موند یکیتون اسم بذاره ، به اخرین کامنت ها که نگاه می کنم همه اسما سه نقطه و دو نقطه و لبخندو غریبه و اشنا و یکی که می دونیو و ... هستن. خوب برادر / خواهر من چه کاریه لااقل مثل بقیه دوستان که اسم الکی می زارن

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 23:01

ای که برداشتی از شانه ی موری باری بهتر آن بود که دست از سر ِ من برداری ظاهر آراسته ام در هوس وصل، ولی من پریشان تر از آنم که تو می پنداری هرچه می خواهمت از یاد برم ممکن نیست من تو را دوست نمی دارم اگر بگذاری موجم و جرأتِ پیش آمدنم نیست، مگر به دل سنگ تو از من نرسد آزاری بی سبب نیست که پنهان شده

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 23:01

یک توصیه ی شاید بهداشتی در مواردی که حس می کنید روحتون در شرف کراش کردنه از بین نبردن رابطه ی معمولی سلام علیکی و بزرگ نکردن اون آدم در ذهنتون هست. چرا که با فکر و خیال در مورد آدمی که نمی دونید آیا علاقه ای هست یا اگه هست دو طرفه است یا نیست نا خودآگاه از طرف چیزی دوست داشتنی می سازید، ممکنه هم د

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 23:01

که صبح تا شب همه بیدارن بعد شب تا صبح هم همه بیدارن ولی انرژی ها در حد مورچه است قدیما ماه رمضون ها رو بیشتر دوس داشتم کلا بوی ماه رمضون میومد همه جا تو خیابون آدم نمیدیدی روزه نباشه یا سیگار بکشه و ... ماه رمضون فقط اونجاش که بچه بودیم و واسه روزه گرفتن و ناهار نرفتن باید نامه از اولیا می بردیم م

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:58

واسم جالبه که بعضی ها مثل پسته ها لباس می پوشن و آرایش می کنند بعد به صورت گزینشی قسمتی از اخلاق و دین رو قبول دارن ( تا اینجاش جالب نیست حقشونه و به من چه، نمیشه بر ظاهر ادما قضاوت کرد) بعد همون ادم میاد میگه چرا فلان ادم مذهبی منافقه چرا اینکارو می کنه بعد اون کارم می کنه اخه فلون فلون فلون شده ا

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:58

مثل یک ساعت از رونق و کار افتاده هر که در عشق رکب خورده کنار افتاده فصل تا فصل خدا بى تو هوا یک نفره است از سرم میل به پاییز و بهار افتاده هر دو سرخیم ولى فاصله ما از هم پرده هایى است که در قلب انار افتاده پیش هم بودن و هم جنس نبودن درد است آه از آن سیب که در پاى چنار افتاده حس من بى تو به خود

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:58

اینایی که افطاری دعوت می کنند بعد به جدایی شام و افطاری اعتقاد دارن فازشون چیه ؟ آیا فاصله بین سحر تا افطار گشنگی کشیدن کافی نبود که تا سرو شامتون هم باید انتظار بکشیم :دی علمی ایناش رو کار ندارم به عنوان یه ادمیزاد گشنه که انتظار شام میکشه جفاست اینکار جفااا!

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:58

سایهات بودم به خاکافتاده محو سایهجنبانیت بود ویرانیت ویرانیم، ویرانیم، ویرانیت چارهساز دردسرهایم شدی اما نشد هرگز از گرانجانی چو من چیزی به جز دردسر ارزانیت بر تنت هر بوسهام سیگار خاموشندهای بر برف سوخت اما کم نکرد از سوز سرمای زمستانیت آب رفت از اشک بالاپوش آغوشم که روزی بود در دل ابر

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:58

1. چند وقتی می شود که به نقطه ضعفم پی بردم. یک نقطه ضعف ظریف و دوست داشتنی که شاید همیشه از کودکی مرا آزار داده است.همانی که وقتی با برادرم در پارک ساعی اسکیت بازی می کردیم متوجه اش شدم و از آن روز به بعد همیشه از آن فرار کردم یا خط مسیرم را تغییر دادم. 2. تلفن زنگ می خورد،من در حال تماشای سریال م

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:58

فرقی ندارد تومورت چند سانتی باشد وقتی که با هیچ کدام از تومور های علیرضا اذر ارام نمیگیری ... 1.وقتی صدای حادثه خوابید برگور من بنویسید یکجنگجو که نجنگید ولی شکست خورد ..... 2.می روم تا که دست بردارم از جهان مخوف خوبی هاش .... 3.نیش تیز کنار ابروهاش ... او هم از توله های آبان بود ... 4.سیب

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:58

در سیاست کلان آن هم وقتی با بیگانه ها کار داریم همهچیز را کوچک می شماریم حتی ترس و وحشتی از جنس داعش را ....

قلب تهران با ترقه بازی نلرزید، قلب تهران از بی تدبیری لرزید ...

متاسفانه با این همه هزینه ای که در بخش نظامی کشور میشود بازهم شکست می خوریم، ضعیف شدیم چون در چند جبهه می جنگیم ...

نه غزه

نه لبنان

جانم فدای ایران

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:58

نه مثل کوه محکمم نه مثل رود جارى ام نه لایقم به دشمنى نه آن که دوست دارى ام تو آن نگاه خیره اى در انتظار آمدن من آن دو پلک خسته که به هم نمى گذارى ام تو خسته اى و خسته تر منم که هرز مى روم تو از همه فرارى و من از خودم فرارى ام زمانه در پى تو بود و لو ندادمت ولى مرا به بند مى کشد به جرم راز دارى

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:58

1.گرمای هوای لعنتی وقتی تو اتاقمون پنکه سقفی خرابه حتی تعمیرکار نصف شب میاد درستش میکنه ولی باز خرابه ... 2. ماه رمضون که کل زندگیم رو بهم ریخته خوابم ، غذام ، انرژیم ، حالم و ... 3. امتحانا که شاید بعد از 6 سال تحصیل اکادمیک به درسی برخوردم که حالم از استاد و درس و همه چیزش بهم می خوره ... 4. چون

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:58

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 15:26

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 15:26

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 15:26

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 15:26

کف و خون بالا می آورد شربت آلبالو وقتی که یخم را اب می کنی و چکه چکه سرخیش روی لبم نقش می بندد و از همه خنک تر کتری داغ تر از آش است تو انجایی و من این سر دنیا نشسته ام به گرم شدن زمین فکر می کنم که خیلی هم بد نیست نزدیک تر می شویم.

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 15:26

از ترمینال اتوبوس بیهقی حدود نیمه های شب به سمت خانه می رفتم که با جماعت لاشخور وار رانندگان تاکسی مواجه شدم و خوب می دانید که این روزها از کثیف ترین تا تمیز ترین مسافرکشی دربستی می کنند اما اسنپ دکان دریوزگیشان را کم و بیش قرق کرده. در همین حوالی خانمی جوان شاید بیست متر آن طرف تر مشابه من قصد اسنپ

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 15:26

یعنی حسی که من به دوستان دبیرستانم دارم تکرار ناشدنی است. جز بچه های رویان که اونا هم برام عزیزن و واقعا دوستشون دارم تو دانشگاه و ... هیچ دوستی ندارم که واسم مثل سیاره ی ونوس باشه یا بتونم منظومه ای در نظرش بگیرم ، یک تار موی گندیده افراد ساکن ونوسم رو به ستاره های خورشید طور نمیدم.

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 15:26

یکی داریم یه طرفه است.

یکی داریم دو طرفه است.

یکی داریم معلوم نیس چند طرفه است.

از این اخری تا جایی که میشه پرهیز کنید،حتی فکرشم ازار دهنده میشه،چه برسه به ... !

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 15:26

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:15

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:15

1. محیطی دنج بدون هیچ آدمی، گوشه ی کافه ترین طبیعت دوست داشتنی روی یک صندلی چوبی نشسته بودم. اتفاقا خورشید هم بود و لابه لای صدای برگ ها باد را لطیف می کرد و در حیرانه ی آرامش حضورش لبخندم تصنعی نبود. 2. دستان را می پزم عین یک آشپز و شاید هم یک خدا که دوست دارد مخلوقش بی نظیر باشد.به تک تک دستانم

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:15

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:15

در ادبیات خیلی متمدن امروزه ی ما جای خالی فردوسی عزیز بسیار حس می شود چراکه اخیرا گونه های جدیدی از بشیرت پدیدار شدند و دامنه ی لغاتم کفاف به نام شماری آنها نمیدهد شاید که ایشان واژگانی بهتر و سلیس تر تعلیم و تقدیم فرمایند. از جمله ی این موجودات شخص صاحب این فصل یعنی چموش خوی نرم صورت است که گه گاهی تصویرش را در آیینه و گاه گاهی تصویرش را در رفتار دوستان می بینم.

ایشان: اصلا تو خوبی!

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:15

صفحه بندی